تبلیغات
سوالات دینی - حضرت خدیجه(رضی الله عنها)
سوالات دینی
تقویت هر چه بیشتر جوانان برای رهایی از چنگال گرگهای انسان نمای عقیده و فرهنگ ویقین. این است شعار ما
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل ار آنیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است . باسلام خدمت تمامی دوستان گرامی. از حسن انتخابتون ممنونم. لطفا اگر سوالی دارید در قسمت نظرات بنوسد تا به آن پاسخ داده شود . نظر یادتون نره با سپاس از همگی شما.

مدیر وبلاگ :مسعود احمدی
نویسندگان
نظرسنجی
درصد رضایت شما از این وبلاگ تا چه حدی است؟






  حضرت خدیجه(رض) زنی بود صاحب شرافت، بزرگی، نسب، دارایی، جمال، باک دامنی و احترام، به طوری که در جاهلیت قبل از اسلام، او را «طاهره» می نامیدند.

الف) اختیار ازدواج:

    حضرت خدیجه(رض) عادت داشت که مردانی را استخدام نماید تا با دارایی او تجارت نمایند؛ اراده ی الهی چنین بود که امانت داری و راستگویی سرور ما حضرت محمد(ص) را بشنود، به همین خاطر دنبال ایشان فرستاد تا با دارایی او برای تجارت به شام برود، حضرت(ص) قبول نمود و برای تجارت او، راه را در بیش گرفتند، مَیسره(غلام خدیجه) را هم به همراه داشت، هنگامی که میسره برگشت، حالات زیبای بیامبر(ص) و خصلتهای زیبایی را که از ایشان دیده بود، به حضرت خدیجه(رض) خبر داد، به همین خاطر آن بانوی محترمه مکرمه تصمیم گرفت که با بیامبر(ص) ازدواج نماید، بیامبر(ص) بذیرفت و از وی خواستگاری نمود و با ایشان ازدواج کردند. ایشان اولین زنی است که بیامبر(ص) با او ازدواج نموده و تا زمان وفات او با کس دیگری ازدواج نکردند.

ب).ستایش زیبا(عطر آگین):

    خداوند بیامبرش را علاقه مند به تنهای و خلوت نمود، به همین خاطر قبل از بعثت به غار حراء می رفت و چندین شبانه روز در آنجا دور از قوم و بتهایی که می برستیدند، می ماند. فرشته ی وحی حضرت جبرئیل(ع) نزد ایشان آمد و گفت: بخوان! بیامبر(ص) فرمودند: من نمی توانم بخوانم.

   بس فرشته ایشان را به خود فشرد و چنان به ایشان فشار آورد تا اینکه موجب ناراحتی بیامبر(ص) شد، آنگاه رهایش نمود و این کار را سه بار تکرار نمود، سبس بیامبر(ص) در حالی که اضطراب سختی داشتند، بازگشتند و هنگامی که به نزد همسر باوفایش حضرت خدیجه(رض) بازگشت، می فرمود: مرا ببوشانید مرا ببوشانید! بیامبر(ص) واقعه را برای همسرش بازگو نمود تا جایی که به ایشان فرمود: به راستی بر خود بیمناک گشتم.

    در این لحظه حضرت خدیجه(رض) که موقعیت همسرش را درک کرده بود جز اینکه به خوبی او را مدح و ثنا نماید و تلاش کند باعث شادی و فرح ایشان گردد و آرامش قلبی را به ایشان باز گرداند، کار دیگری نمی کردند.

    آنگاه حضرت خدیجه(رض) به ایشان فرمودد: هرگز خداوند شما را خوار و رسوا نخواهد کرد! شما صله ی رحم به جا می آورید، به درماندگان کمک می کنید، یاور فقرا هستید، مهمان نوازی می کنید و در زمینه ی امور حق و حقیقت طلبی تلاش و کوشش می کنید.(رواه امام بخاری)

ج) برازندگی عقلی (خردمندی):

    حضرت خدیجه(رض) دارای عقلی سرشار و کامل بود و ایشان -چنانکه گذشت- به خاطر حادثه ایی که هنگام نزول وحی برای همسرش بیش آمده بود، ترس و بیمی به خود راه نداد، بلکه به ایشان روحیه داد و با اطمینان کامل آنچه را درباره ی ایشان می دانستند به وی فرمودند.     






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی